▪️ یِکُم: و باز هم نیچه قاطع و صریح گفت: مرگ هر انسانی مُتعلق به خود او است و هرکس باید آن را به روش خود زندگی کند. شاید - میگویم شاید - حقی وجود داشته باشد که ما براساس آن اجازه داریم زندگی شخص دیگری را بگیریم، اما اجازه نداریم مرگ کسی را از او بگیریم. این یک تسلی نیست، فقط ظلم است! . دوم: بیماریام وادارم کرد که بهطور جدی به مرگ فکر کنم. مدتی فکر میکردم که از یک بیماری لاعلاج رنج میبرم که زندگی مرا در عُنفوان جوانی میگیرد. شبح ِ یک مرگِ قریبالوقوع تبدیل به یک کارِ خیر شد. من بدون استراحت و آرامش کار کردم، زیرا میترسیدم قبل از اینکه چیزهایی را که میخواهم بگویم روی کاغذ بیاورم، بمیرم. و مگر هر اثر هنری که پایانی غمگین دارد، عالی نیست؟ . پ.ن: "و نیچه گریه کرد - اروین یالوم" . #عدم_وجود_هشتگ (at Munich, Germany)













