دلخون #ترانه سرا: #هامون_هاشمی از مردم این شهر، دلم خونه هر خونه واسه من یه زندونه آرامش و از هر کسی که خواستم دیدم که خودش سیر، پریشونه با دردِ خودم پوچ، صفا کردم هی فالِ بدم رو جا به جا کردم فردوسی و تو گنجه نگه داشتم شعر حافظ و حرز و دعا کردم ( عمرم به قلندری گذشت، آخر دیدم که یه عمریه خطا کردم) از عشق که خوندم هیچ کسی نشنید شعرم مث برفی بود زیر خورشید از مرگ بخونم که شاید یک تن یک گوش به کفّاره به ما بخشید کاش هر غمی مثل توی کارتن ها یک روز تموم می شد تو این دنیا آدم خوبا هیچ وخ نمی شد بد شن آدم بدا هم خوب می شدن با ما امّا چی بگم که دلها از سنگه هر گوشه ی دنیا رو بگی جنگه بازارِ زبون بازیِ هف خطّاس دیده نمیشه دلی که یکرنگه #haamoonhashemi #شعر (at Tehran, Iran) https://www.instagram.com/p/BKDLwTuDVKr/?igshid=hjdov2m1z24l