
seen from Singapore

seen from United States

seen from Vietnam
seen from Thailand

seen from Sweden
seen from Vietnam

seen from India
seen from China
seen from Singapore
seen from United States

seen from Germany

seen from France
seen from T1

seen from United Kingdom

seen from Australia
seen from United Kingdom
seen from China

seen from T1
seen from China
seen from United States
چرا هنوز این انگشترا دستشه؟ چه معنی میده؟ واقعا پای احساساتش وسط نیست؟ واقعا چه معنی میده؟
اون انگشترا یعنی من!
یعنی من و انگشترام و سلیقهم و خاطراتمون..
چرا نمیفهمم چی داره میگذره
و
پیرهنی که باهم خریدیم..
رنگی که بهش میاد..
گشاده..و لکه هایی که داشت..
شاید صرفا این مدل انگشتر انداختن رو خوشش اومده
واصلا به من ربطی نداده..
حس میکنم احتمال این بیشتره..
آره ..
فقط این مدل رو از من تقلید کرده..
و من جزو گذشتهشم
هیچی بیشتر از این نیست..
لبم از دور چشاتو میبوسه :))
اینو میخاستم همون شبی که ازم جدا شد، براش بفرستم..
تراپی؟ نه مرسی؛
یه شب تا صب باهاش حرف بزنم حالم خوب میشه.
کاش بود و باهاش حرف میزدم..
احساسات من این بود( هنوزم هست به اضافه غم سنگینی):
اشکاتو پاک کن عزیزم، غصه نخور. درسته از هم دوریم. دل منم همیشه برات تنگ میشه.
تعداد کیلومتر هایی که از هم فاصله داریم رو بشمر و ضربدر صد کن. همینقدر برابر از آدمای دورم بهم نزدیک تری، قشنگ تری، با ارزش تری. مهم نیست که منو از نزدیک نمیبینی ولی خب از کارایی که میکنم و دنیام از همه باخبر تری. مهم نیست که نمیتونی دستامو بگیری یا با برخورد فیزیکی آرومم کنی؛ مهم اینه با صدات پشت تلفن، با چندتا کلمه توی چت، یا چندتا عکس از صورت زیبات، میتونی کاری کنی که هرکسی که کنارمه نمیتونه. لازم نیست نگران باشی، من تورو پشت گوشی به هرکی نزدیکمه ترجیح میدم.
و در آخر بهت قول میدم، یه روز میام پیشت و جای همه ی روزایی که کنارت نبودم باهم خاطره میسازیم.
تو استعداد عجیبی در دلتنگ کردن من داری.
متاسفم که طولانی تر بغلت نکردم، فک میکردم دوباره همدیگه رو میبینیم.
دیگه نمیتونم از فضای امنی که برای خودِ آسیب پذیرم ساختم، خارج بشم.
این به رابطه صدمه میزنه.
کی حاضره یه بچه احساساتی دلنازک که زود میرنجه و ناراحت میشه ، با چیزای کوچیک خوشحال میشه ، به همه جزییات توجه داره ،یه تغییر لحن و تغییر صدای ساده رو متوجه میشه و دائم نگرانه ، میخواد از همه کارای طرفش سردربیاره مثلا کی میخوابه کجا میره چیکار میکنه چیمیخوره کی میخوره و هزارتا چیز دیگه ، رو تحمل کنه؟
بشین تا یه نفر جوری بخوادت که نتونه یه ساعت ازت بی خبر بمونه.
حتی اگه دوسش نداشتی ، امتحانش کن.
نهایتا میذاریش کنار.