Google is free
seen from Türkiye
seen from China
seen from Indonesia
seen from China
seen from Paraguay

seen from United Kingdom

seen from United Kingdom
seen from China

seen from United States

seen from United States

seen from United Kingdom

seen from United States

seen from United States
seen from United States
seen from United States

seen from Poland
seen from Germany
seen from China

seen from United States

seen from Australia
Google is free
روز سیزدهم حصر
قم سه¬شنبه 13/12/1398
"اسم"، اختراع عجیب آدم است، برای هر چیزی اسمی می¬گذاریم، که فراموش نکنیم یا به دیگران معرفی¬اش کنیم. اسم¬های خوب، اسم¬های بد. بعضی اسم¬ها یادآور درد¬ها و احساسات بد است، اسم¬هایی که به یادآوردن یا بر زبان آوردنش نا¬خوشایند است. "نارسایی قلبی" ،"سکته" "آمفکتوس" اسم¬هایی که کمتر دوست داریم بشنویم یا با آن مواجه شویم، چه برسد به آنکه بخواهیم مفهوم آن را درک کنیم یا حتی آن را تجربه کنیم. امروز روز بدی بود شنیدم زن عمویم، سکته کرده است، خیلی ناراحت شدم ، زن مهربانی است. امیدوارم حالش زود خوب شود. وسط این درگیری¬ها از هر طرف خبر¬های بد می¬رسد. معمولا من برای حیوانات یا بعضی چیزها اسم انتخاب می¬کنم، اما هیچ وقت برای لپ¬تاپم اسم انتخاب نخواهم کرد. آخر چه کسی برای لپ¬تاپ اسم انتخاب می¬کند؟ لیبیکا اسم لپ¬تاپش "مینو" است. البته مینو اسم یکی دیگر از زن عموی¬های من نیز است. اسم لپ¬تاپ مرا اردشیر گذاشته است! آخر اردشیر؟ خودش می¬گوید دلیلش هم این است که اردشیرها سیه چرده و کچل اند! نمیدانم چگونه به این حکم رسیده است، شاید استقراء کرده است. آخر ابهت این اسم خیلی فراتر از لپ¬تاپ کوچک من است، اگر تلویزیون 40 اینچ بود شاید قابل قبول بود. اما لپ تاپ من در این حدها نیست. البته ظاهر کلمه " ابهت" هم در برابر مفهوم آن خیلی نازل است. یعنی مفهوم ابهت خیلی ابهتش از ظاهر کلمه "ابهت" بیشتر است. تشکیل شده از "الف" و "ت" ساده. یکم حقیر نیست؟ اصلا در شأن ایشان نیست. راستی امروز کلاس دانشگاه برگزار شد، البته به صورت مجازی. به نظرم سطح شعور دانشگاه¬مان با فاصله قابل توجهی از سطح شعور وزرات بهداشت ایران بالاتر است. البته کلاس¬های مجازی راحت¬تر هم است. اگر جایی استاد سوالی هم بپرسد که ناآشنا باشد، بجای اینکه مثل بز اَخفش نگاهش کنید سریع سرچ می¬کنید و پاسخ می¬دهید.گاهی که حوصلمان سر می¬رود گلستان سعدی می¬خوانیم. سعدی شخصیت حکیم و معقولی ست و برخلاف بسیاری از شعرای ادبیات ایران، نسبت به اوضاع اجتماعی بی¬تفاوت نیست و جهان را خوار و پست نمی¬داند. گلستان هم مجموعه حکمت آمیزی از قوانین اصول اجتماعی است. لیبیکا یک گلستان جیبی خریده که ساده ترین و بدیهی¬ترین کلمات را به سخت ترین شکل ممکن معنی و اعراب گذاری کرده است و سخت ترین کلمات را به حال خودشان رها کرده. لیبیکا حافظه اش خوب است ولی قفل می-شود وقتی چیزی را حفظ می¬کند تا شب یک بند همان را می¬خواند. امروز هم مدام این بیت را می¬خواند که : ای بسا اسب تندرو که بماند آن خرِ لنگ جان به منزل بُردبس که در خاک تندرستان را دفن کردیم و زخم خورده نمرد مورد دیگر اینکه آذین امروز گفت بیاید همه پولتان را در بورس بگذارید، می¬خواست ما را بدبخت کند. اما ما زیر بار نرفتیم و همه پولمان را با اقتدار خوردیم.