That’s how I feel lately. I go through my daily life, smile, talk, shake hands....... yet there is nothing normal about life these days. Those boulder stones are closing up and I feel restless. Anxiety is creeping up to me. I know I’m not the only one. We #iranian as a nation are struggling with so much unspeakable cruelty and injustice that this unease anxiousness has become our constant state of mind. The last victim of this slaughter machine called Islamic Republic is #navidafkari. He was tortured for months alongside with his two brothers. Then has been executed while even his lawyer and family wasn’t aware of it. They did it while people were screaming that he is innocent. This is an example of what my people has been dealing with for more than four decades. #tiredofthishit #angry P.s. I know many of you can’t relate and IT’S TOTALLY OK. To truly understand you have to live under similar circumstances and I don’t wish that upon anybody. این دقیقا حس این روزهای منه. احساس میکنم دنیام به تنگی و کوچیکیه. راه میرم، حرف میزنم، میخندم، درس میخونم....... ظاهرم عادیه، اما احساس میکنم زیر فشار دارم له میشم. میدونم خیلیامون این روزها این حس رو داریم. یه سری میگن حرف زدن اینجا و نوشتن و هشتگ زدن بیخوده! من میگم این تنها راهه برای یه آینده بهتر. اینکه به همدیگه نشون بدیم تنها نیستیم، اینکه بدونیم چند میلیون هموطن هستن که مثل ما درد میکشن، خسته شدن از این همه بیداد. اینو بچه های دهه شصت که توی خفقان و پچ پچ و حس تنهایی بزرگ شدن خوب درک میکنن. بچه هایی که از همون سن پایین یاد گرفتن در مورد خیلی چیزا حرف نزنن. حالا اینجا میشه این حس تنهایی رو پر کرد. میشه به هم نشون بدیم تکتمون مهم هستیم حتی اگه اونایی که اون بالا نشستن اهمیتی برای جون و زندگی ما قائل نیستن. فراموش نکنیم، زنده نگهداریم یاد همه اونایی رو که در نهایت قساوت و ناعادلانه توسط رژیم شکنجه و زندان و اعدام شدن. اینا میشه سنگ بنای تغییر. میخوان ما نباشیم، حرف نزنیم، حذف بشیم، پس بودنمون، حرف زدنمون و اعلام حضورمون بزرگترین قدمه. در کنارش دلگرمی میشیم برای همدیگه. امید دیگه ای نیست، پس حرف بزنیم، حتی اگه فقط یه # باشه. پ.ن. شاید یه روزی بگم چرا چند سال فارسی ننوشتم و با چی روبرو شدمکه مدتیه دارم مینویسم. دلیلش هر چی که بود درس خوبی بهم داد: ساکت بودن در برابر بدی، گاهی خیلی وحشتناکتر از حمایت از اونه! (at Lund, Sweden) https://www.instagram.com/p/CFXTvWyh9z2/?igshid=1dodrakt80y28


















