.آلمان بیشترین صادرات خود را به آمریکا، چین، هلند، برتانیا و ایتالیا دارد
با در نظر گرفتن صادرات و واردات چین بزرگترین پارتنر اقتصادی آلمان حساب میشود
با توجه به صادرات محور بودن اقتصاد آلمان هر گونه کاهش درخواست از پارتنرها موجب ایجاد مشکل در آن اقتصاد میشود. به طور مثال کاهش درخواست از صنایع اتومبیل و شیمیایی آن کشور مشکلی بزرگ محسوب می شود
ویروس موجب شد که نشان داده شود که وابستگی جهانی به چین چقدر میتواند مضر باشد
مشکل صنایع خودروسازی با تغییرات تکنولوژیک در این صنعت، جنگ تجاری چین و آمریکا و برگزیت شدت گرفت
هر 100 یورو در سال 1989 در حال حاضر معادل 80 یورو است یعنی یورو ارزش خود خود رو از داده و این ارزش یورو برای آلمان است که به صورت اوتوماتیک به دلیل حضور کشورهای ضعیف بی ارزش میشود در صورتی که آلمان سالانه مازاد بودجه دارد. یعنی سود میکند. در واقع یورویی که به صورت خودکار بی ارزش میشود یک سوبسید قوی برای صنایع آلمان است. به طور مثال اگر مارک همچنان ارز رایج آلمان بود در این بازه زمانی 10 تا 20 درصد ارزشمندتر شده بود و این یه ضرر برای صادرات آلمان است. به طور مثال از سال 1991 تا 199 کل مازاد بودجه آلمان 66 میلیارد بود ولی پس از معرفی یورو، این مازاد بین سالهای 2000 تا 2019 به 3300 میلیون رسید
در سال 2001 مصرف خانوارها در آلمال 57 تولید ناخالص آلمان بود در حالی که امروزه 53 درصد شده است و این نشان از تاکید بر صادرات محور شدن اقتصاد است در صورتی که مصرف داخلی نیز بسیار مهم است
در صورتی که این رقم برای آمریکا 70 درصد است و آمریکا را به بزرگترین مشتری (مصرف کننده) دنیا تبدیل کرده است. آمریکا یک ویژگی خاص نسبت به بقیه دنیا دارد و آن پرینت دلار بدون ترس از عدم توانایی برای بازپرداخت بدهی با واردات است چون با ارز آمریکا بی ارزش میشود. ترامپ سعی بر حذف این ارحجیت دارد چرا که این به صورت خودکار موجب صنعت زدایی می شود
آلمان در مسیر دیگر است. تامین کننده است تا مصرف کننده
یورو ضعیف ترین وضعیت خود را از 7 سال گذشته تجربه میکنند به دلیل برگزیت و ضعف در تولید در کارخانه اروپا (آلمان)
آنها سعی کردند با دادن وام های کم بهره، صنایع را رونق بخشند اما تا کنون جوابی در پی نداشته است
انتظار می رود جمعیت المان تا سال 2060 از 81 میلیون به 67 میلیون کاهش یابد در نتیجه سالانه باید حدود نیم میلیون مهاجر به کشور وارد شوند
یکی دیگر از مشکلات عدم قطعیت و اطمینان در زمینه تجارت جهانی به دلیل جنگ های تجاری است
ارتباط تنگاتنگ اقتصاد آلمان و ایتالیا می تواند برای هر دو کشور مضر باشد
مشکل عمده در آلمان سرمایه گذاری کم در داخل است. به طور مثال سرماگذاری در توسعه و نوسازی زیرساخت ها و آموزش و نوآوری
گروه های دسته راستی از این شرایط که مردم قدرت خریدشان کاهش میابد استفاده کرده و برای خود هوادار جمع می کنند.
مدل اقتصادی آلمان بر پایه صادرات و ریاضت (کاهش مصرف داخلی و کم کردن هزینه های داخلی) است
وام ها کم بهره در اتحادیه اروپا به دولت های سوسیالیست که در عمده کشور ها حاکمند موجب شد که آنها بدهی های خود را افزایش دهند در کسب های کوچک و متوسط رااز بین ببرند تا کمپانی های بزرگ بسازند که محور اقتصاد کشور بشوند و قوانین محدود کننده اتحادیه اروپا بر این موضوع شدت بخشید. در یونان 50 درصد کارمندان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم استخدام دولت هستند و این رقم در فرانسه 35 درصد است. یونان در سال 2015 فقط 35 ثبت اختراع داشت
پیش از یورو مردم یک ماشین فرانسوی را با قیمت کمتر میخریدند و توقع کیفیت آلمانی را نداشتند ولی پس از یورو که تمامی هزینه ها با یک ارز واحد صورت گرفت، هزینه ها در کارخانه خودروسازی تقریبا یکی شد ولی کیفیت آلمانی قابل مقایسه با فرانسوی نبود و در نتیجه استقبال از کالا آلمانی بیشتر شد
مردم آلمان در حوزه ذخیره انباشته و تملک مستغلات از فقیرترین ها محسوب میشوند چون سرمایه گذاری ای صورت نگرفته
وقتی بانک ها به جای دادن وام برای اموراتی که واقعا تولید ناخالص را اقزایش می دهد به دادن وام برای متورم کردن قیمت دارایی ها میپردازند، مشکلی مثل سال 2008 پیش می آید. بحران مالی در واقع افزایش بدهی خصوصی به نسبت به جی دی پی است
بدهی عمومی با تورم قیمت کالاهی مصرفی در تماس است و بدهی خصوصی با تورم قیمت دارایی ها