سالى كه نكوست از بهارش پيداست... امسال با تنهايى هاى مكرر شروع شد... بوش مياد كه تعداد روزهاى تنهايى بيشتر و بيشترم ميشه... مى ترسم رزيدنتى الكى الكى قبول شم، اونم در زابلستان و خر كله مو گاز بگيره و پاشم برم! اونجا ديگه تنهايى رسماً تو قدر مطلقه... با تشكر از دوستانى كه ايام عيد رو بين خودشون تقسيم كردن و چند ساعت از روزشون رو بالا سر من كشيك وايسادن، مبادا تنهايى خرابكارى كنم! (at بام تهران)












