🗣️🍃 [رفیق، یادته یه روز گفتی اگر جاییت درد گرفت، یه جای دیگه ای رو محکمتر ضربه بزن، تا درد قبلی یادت بره؟ من یادم رفت اون روز ازت بپرسم، برای درد دلم جواب میده؟] (at شيراز)
Jules of Nature

祝日 / Permanent Vacation
Show & Tell
Sweet Seals For You, Always
YOU ARE THE REASON
Lint Roller? I Barely Know Her
occasionally subtle
trying on a metaphor

Andulka

❣ Chile in a Photography ❣

No title available

No title available
todays bird
NASA
Stranger Things
Cosimo Galluzzi

if i look back, i am lost
AnasAbdin
styofa doing anything
Keni

seen from Germany

seen from United States

seen from Japan

seen from United States
seen from United States

seen from United States
seen from Netherlands
seen from United States
seen from United States
seen from United States

seen from Malaysia

seen from United States
seen from United States
seen from Netherlands

seen from Russia
seen from United States
seen from United States
seen from United States
seen from Netherlands
seen from Türkiye
@poshteboom
🗣️🍃 [رفیق، یادته یه روز گفتی اگر جاییت درد گرفت، یه جای دیگه ای رو محکمتر ضربه بزن، تا درد قبلی یادت بره؟ من یادم رفت اون روز ازت بپرسم، برای درد دلم جواب میده؟] (at شيراز)
💪Yeeessas #TheSalesman #AcademyAwards #Oscars #AsgharFarhadi
🍀 [متقارن و تراز عکس بگیر. تقارن چشم ها رو محو ِ خود میکند. از سوژه های جان دار استفاده کن. سوژه های جان دار به عکس جان میدهند.]
➕ [ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ، ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ شکرانه ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ. ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺯﻧﺪگی ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ. پایان آدمیزاد نه رفتن یار است نه تنهایی، آدمی آن هنگام تمام می شود که دلش پیر شود.] #شیراز #بازارانقلاب (at Shiraz, Iran)
#شیراز خوشحال :)
💙💙💙 #شیراز بارونی. پل معالی آباد قفل شده :))
💙 دو هفته پیش بود، دوربین رو برداشتم رو رفتم سمت گل فروشی های قصرالدشت. آقای هدایت، صاحب یکی از گل فروشی های اونجاس. وقتی منو دید گفت یه عکس از من میگیری؟ من با کمال میل گرفتم. بهم گفت صد و بیست نفر از من عکس گرفتن ولی هیچکدوم دیگه پیداشون نشده. تا تونستم برم چاپ کنم طول کشید. صبح رفتم گل فروشی، نبود. گفتن عصر میاد. عصر رفتم، خودش بود. بهش گفتم منو یادت میاد؟ اولش نشناخت، وقتی در مورد اون حرفا گفتم گفت آره. یادم اومد. دوتا قاب عکسی که آماده کرده بودم رو بهش دادم. خیلی ذوق کرد. خیلی خوشحال شد. نمیدونست چی بگه. میگفت تو بجای همه ی اون عکاس ها سنگ تموم گذاشتی. میبرم خونه میزنم به دیوار اتاقم. رفت و یه گل خیلی خوشگل هم برداشت آورد، گفت اینم هدیه من به تو :) خلاصه #محبت کنیم. همین. (at Shiraz, Iran)
💙 [همیشه سعی کن از بالا به زندگیت نگاه کنی. مسائل و مشکلات رو از بالا ببینی و مدیریت کنی. دیدی وقتی میخوای به یه نفر مشورت بدی، همه چی رو میبینی؟ چیزایی چه اون طرف خودش حسشون نمیکرده! ما هم وقتی وسط یه ماجرا باشیم خیلی چیزا رو نمیبینم مگر اینکه به اون اتفاق مسلط باشیم. حتی وقتی کتاب میخونیم، باید عمود به کتاب نگاه کنیم. با فاصله مطمئن. مسلط.] . #شیراز #باباکوهی #Shiraz #Iran #shirazweekend #shirazlover (at Shiraz, Iran)
هتل چمران بودیم. بازی بود. استقلال برد. این دوتا توی اون شلوغی، خیلی راحت سیگار میکشیدن و حرف میزدن و توی فاز خودشون بودن. جالب بود حتی به گل ها هم واکنش نشون نمیدادن... (at Shiraz, Iran)
💙💙💙💙💪 بارونش واسه بعضیا دلگیره :)) (at Shiraz, Iran)
💐 [ با آدم هایی که عمیق دوستشون دارین حتماً عکس یادگاری داشته باشین. روزگار میچرخه و یه وقتی میبینی نیستن اون آدما، فقط خاطراتشونه و عکساشون ... ]
صاحب یکی از گل فروشی های قصرالدشت هست. داشتم عکس میگرفتم از گلخونهش که گفت از منم عکس میگیری؟ گفتم چرا که نه! میگفت شاید هزار بار از من عکس گرفتن عکاس ها، ولی هیچکدوم به دستم نرسیده. چقد شماها خسیس هستین. مرد مهربونی بود. گفت اگر عکسم رو آوردی یه گل بهت هدیه میدم :) 🌹💐
#💐 دیر آمدهای مرو شتابان ای رفتن تو چو رفتن جان (at Shiraz, Iran)
💐 خیلی از حرفای دلمون رُ باید با خودمون به گور ببریم و چقد مولانا خوب میگه: من گنگ خواب ديده و خلقي تمام كر من عاجز از گفتن و خلق از شنيدنش (at Shiraz, Iran)
چقدر سخت میشه اگر قرار باشه واسه ادامه ی زندگی فقط یک چمدان داشته باشی. توی چمدان من حتما دوربین عکاسیم، فقط یک دست لباس، ریش تراش، یک قاب عکس که عکس ِ تمام عزیزانم رو بتونم توش داشته باشم، کتابِ کافه پیانو، عطری با رایحه ی لندن، یادگاری های کوچکم و حتما مقداری خوراکی خواهم داشت. بدون یک گلدانِ کاکتوس ِ زیبا مگر میشود زندگی کرد؟ من بدون چسب زخم استرس میگیرم، پس حتما چندتایی چسب زخم بر میدارم. یک بسته چای سبز هم گاهی لازم میشود. راستی چند سوغاتی هم برمیدارم، شاید لحظه ای مهمان شدم، زشت است دست خالی. کاش میشد آغوش مادر، قلب ِ پدر، چشمان ِ خواهر و رفاقتِ برادر را نیز توی چمدان گذاشت. کاش میشد چمدانی داشت اندازه ی تمام دلتنگی ها، بگذاری روی دوشت و بروی هرجایی که میخواهی. چمدان من همیشه ی روزگار سبک بوده است. #سفربااکولاک . تو توی چمدونت چی میذاری؟ @pega_min @gsmwebsite
#🕊️ رفیق روز تنگم، کی می آیی؟
#🌵 مثل عدد یک توی جدول ضرب باش. به هیچ کس بیشتر از اون چیزی که هست بها نده...