هر گوشه ای
از شور آواز من
پیدا می شود قصیده ی تو
نور باور
پرواز تا به ناکجا
تابیده شد به جان
ز دیده ی تو
طلوع نگاه
شروع شراب
از مختصات راه توست
ایمان من
در حلقه ی
هندسهی
اندام توست
ایمان من
در حلقه ی
هندسهی
اندام توست
نامت از ازل
شکفته بر لب
نقره می زند
رخ تو بر شب
کاش این ماجرا به سر نیاد
شاهی بی گمان
به مسند دل
نجوا میکنی امید ساحل
کاش این ماجرا
به سر نیاید
طلوع نگاه
شروع شراب
از مختصات نام توست
ایمان من
در حلقه ی
هندسهی
اندام توست
ایمان من
در حلقه ی
هندسهی
اندام توست
ببار ای ابر می اندود من
مستانه ام کن
بسوز اندیشه را
از بیخ و بن
دیوانه ام کن
چو رودی بر روانم شو روان
ای دولت شب
بکن تن را ز من
من را ز جان
جانانه ام کن
ببار ای ابر می اندود من
مستانه ام کن
بسوز اندیشه را
از بیخ و بن
دیوانه ام کن
چو رودی بر روانم شو روان
ای دولت شب
بکن تن را ز من
من را ز جان
جانانه ام کن
...












