«ولی اینها هرچه که بوده ،بهگمانم هیچ کس نفهمیده است رازِ الوار های چوبی خانهی فرو ریخته اش را...» امروز صبح نسخه کتاب به دستم رسید، تا شب مدام بهش سر میزدم. پاراگرافی را انتخاب میکردم و باز میگشتم سر داستان... هر چه فکر میکردم نمیفهمیدم چگونه این داستان شکل گرفته بود در من. چطور این داستان سخت را نوشتهام؟ داستان عاشقانه این زن را که؛ از دل واگویههایش با نشانههایی حکاکی شده بر سنگهای کوه مانده تا از خاطرش نروند... آنجا که آلزایمر دارد پاک میکند خاطراتش را از پسرش و معشوقش را! «تنها توانست به یاد بیاورد که انگار به آخر داستانِ انتظارش رسیده است،دیگر هرچه تلاش میکرد در ذهنش نمی آمد کلمات و تصاویر. یادش رفته بود برای چه امید داشته، برای که؟!» یادم آمد چقدر درد داریم ما که اینهمه داستانهای پر درد مینویسیم. جاهایی از داستان هنوز قلبم تندتر میتپد. یادداشتهای شاعرانه باقی مانده از مرد و آن رمزهایی که از معشوق مانده بر دل کوه ، زن... و همه خاطرههایی که در مکانها ثبت مانده! مهر شده ، تثبیت شده است... چطور اینهمه ما میرویم و نمیرسیم به خانه؟ خانه ما کجاست؟ چطور در بیرون تبعید شدهایم و در داخل هم در تبعیدیم؟ این چطور است که رفتن و ماندن دردی از دل ما دوا نمیکند؟ ... همه اینها و خیلی های دیگر از پرسشهای مانده در جان من شدند این کتاب. باشد که به خانه امن و ایمنمان برسیم. سپاس فراوان از دوست عزیزم هادی سبحانیان عزیز که مشارکتش در نوشتن فیلمنامه انیمیشن چشمانداز خالی درهایی را به روی این کتاب باز کرد، از خانم حوریه مروی مترجم فرهیخته ایرانی که با وسواس طاقتفرسایی به این نسخه جان بخشید و خانم معصومه باغبانی طراح بسیار با ذوق کتاب و همچنین ادیتورهای کتاب؛ Frank Merger , Leila Mokhtari Nejad , Alex Ludger بماند به یادگار از اسفند ۹۹ #علی_زارع_قنات_نوی #ali_zare_ghanatnowi #paysage_vide #roman #france #poeme #mere #amour #guerre #livre #litterature #iran #book #mother #war #design https://www.instagram.com/p/CMReAbVnEGB/?igshid=n1ma7g0x2uhj














