love
“او” میداند… “من” دوستش دارم … و “این” بدترین قسمت داستان عاشقانه “من” است… نمیگویم داستان عاشقانه “ما”… چون خوب میدانم “او” عاشق نیست … هربار زخمی عمیق تر میزند … و “من ” همچنان آرام پای نامهربانیهایش نشسته ام… هربار میآید … گوشه ای از دلم را میکند و میرود و با خود میبرد … و “من” هربار با بوسه و لبخند بدرقه اش میکنم … چه احمقانه دوستش دارم …
View On WordPress












