. زندگی صحنهی تئاتری ست كه از سرِ بی حوصلگي به تماشايش مینشينی. نمايشی بس مضحک و كسل كننده. آنقدر كه خودت هم نمی دانی برای چه به صحنهی نمايش خيره شدهای. هيچ از آن سر درنمیآوری؛ اصلاً نمیدانی چه بود و چه شد. اما همين كه نمايش به پايان رسيد، میبينی نور درست بر تو افتاد و همه دارند برای تو كف میزنند و تو خودت تنها بازيگر آن نمايش بودهای. مسخره است، زندگی همين است. هيچوقت، هيچكس را در نقش مناسب خود قرار نمیدهد. آنها هم كه میبينی خوشحالند و از نقش خود راضی، يا دروغ ميگويند يا ديوانهاند؛ چرا كه هيچ نقشی در زندگی، بهتر از نقش ديوانهها نيست. پس تو یا بايد ديوانه باشی و شادمان (كه البته هر كسي اين شانس را ندارد) يا دروغ بگويی و تعظيم كنی برای كسانی كه به خاطرِ بازي مسخرهات كف میزنند. اما مشكل فقط ديوانه بودن يا دروغگو بودن نيست؛ مشكل خود زندگیست، كه كارگردانِ اين نمايش است و تلوتلو خوران، هر بار كه به زمين میافتد، برگههای نمايشنامه را پس و پيش مي گذارد و اينگونه، نقش همه بر صحنه عوض ميشود و خودش هم يادش نميآيد چه كسی مناسب كدام نقش بوده است. . .@mustafa_shekari #Mustafa_shekari #بابک_زمانی رمان #بعد_از_ابر #تئاتر_شهر #تئاترشهر #چهاراه_ولیعصر #پارک_دانشجو #تاتر #تیارت #زندگی #بازیگری #بازیگر#فیلم#fashionillustration #تاتر_زندگی (at تئاتر شهر) https://www.instagram.com/p/B7ZWeHMHX-l/?igshid=1ww13ohcc5ccd











