تجدید نظر در مورد استفاده از دوچرخه، چشماندازی انسانشناختی
کتاب «تجدید نظر در مورد دوچرخه، چشماندازی انسانشناختی در مورد یک وسیلهی جدیدِ قدیمی» به نظر اولین کتاب انسانشناسی در مورد دوچرخه است. هدف این کتاب تدوین یک کتاب دانشگاهی برای دانشجویان انسانشناسی یا جامعهشناسی است و ناشر این کتاب نشر روتلج است. پیش از اینکه مروری بر استدلالهای ویوانکو نویسندهی این کتاب داشته باشیم، چند نکته در مورد بستر دانشگاهی و اجتماعی این کتاب حائز اهمیت است. این کتاب اولین کتاب در زمینهی دوچرخهسواریست که منحصرا از حوزهی علوم اجتماعی است. از جمله آثار دیگری که قبلا در این زمینه کار شده است کتاب «دوچرخهسواری و جامعه» است که میتوان آنها را آثاری میانرشتهای درنظر گرفت. اثر ذکر شده، که توسط هورتون، کاکس و روزن ویرایش شده است، با همکاری محققانی از رشتههای علوم انسانی همچون تاریخ و یا جامعهشناسی گردآوری شده است اما با اینحال از صاحبنظران علوم طبیعی همچون جغرافیا، یا برنامهریزی و مهندسی و فناوری نیز استفاده شده است. مورد بعدی این است که، ویوانکو اهل ایالات متحده است و میدان تحقیق او- کشور آمریکا- بیشترین سهم را از تمام خودروهای جهان دارد. این علاقه به دوچرخه و مطالعهی آن نشاندهندهی این است که شیوههای حملونقل و جابجایی حتی در چنین جوامعی که بیشترین اتکا را در حملونقل به اتومبیل دارند، درحال تغییر است و ما شاهد انقلابی در عرصهی وسایل پدالی همچون دوچرخهها هستیم. آنچه که نویسندهی این کتاب قصد پرداختن به آن را دارد بازنگری دو پارادایم اصلی در درک جایگاه دوچرخه در جامعه و دانشگاه است. اول اینکه، دیدگاه اجتماعی کلی در مورد دوچرخهها نهتنها در آمریکا بلکه در دیگر کشورهای اروپایی این است که دوچرخهها یا وسایلی برای بازی بچهها هستند یا وسایلی هستند که افرادی با لباسهای ورزشی خاص از جنس لاکرا یا اسپندکس، از آنها استفاده میکنند یا در کل وسایلی هستند که تنها علاقهمندان به تفریحات از آن استفاده میکنند. درمقابل ویوانکو، نویسندهی این کتاب، دیدگاه متفاوتی از دوچرخهها را ارائه میدهد. دیدگاهی که دوچرخه را وسیلهی چندوجهی و چندزمینهای برای اهداف بیشمار و مختلفی به خصوص حملونقل و سفرهای شهری معرفی میکند. استدلالهای این کتاب عمدتا مربوط به نظریههای حملونقل و جابجایی است که توسط متفکرانی همچون کرسول و جان اوری (جامعهشناس گردشگری و حملونقل دانشگاه لنکستر انگلستان) بسط داده شده است. در این مفهوم «حملونقل و جابجایی» اشاره به ابعاد درهمتنیدهی حرکت انسان در بعد جسمانی، فناورانه، اجتماعی و تجربی دارد. مورد دوم مشاهدهای است که ویوانکو پیرامون علاقهی آکادمیک یا دانشگاهی درمورد دوچرخه انجام داده است. علاقهای که عمدتا در زمینهی مطالعات حملونقل صورت میپذیرد. او با استفاده از «الگوهای جدید حملونقل و جابجایی» دیدگاههای جبرگرایی که غالبا در تفکر برنامهریزان و مهندسان فناوری وجود دارد را نقد میکند. در این کتاب او کوشش میکند تا به دیدگاهی انتقادی در مورد نقش دوچرخه در جابجاییهای روزانه برسد. این دیدگاه انتقادی او را وامیدارد تا به مسائلی بپردازد که برنامهریزان و مهندسان به آن توجهی ندارند. در ادامه به برخی از این موارد پرداخته میشود. یکی از این موارد نهاییسازی طراحی دوچرخههاست که به زمانی اشاره دارد که طراحی دوچرخه در سال 1890 با دوچرخههای ایمن تثبیت شد. مسئلهای که توسط تاریحدانان و فیلسوفان فناوری همچون ویب بیکر (نظریهپرداز حوزهی علوم اجتماعی و فناوری) بسط داده شده است. این ثبات اجتماعی-فناورانه در مورد دوچرخه که به سالها پیش بازمیگردد باعث میشود تا امروزه دوچرخهها بهعنوان یک گزینهی جدی برای جابجایی شهری به این دلیل که آنها از منظر فناورانه منسوخ، ابتدایی و غیرپویا هستند کنار زده شود. مورد دیگر درمیان برنامهریزان و مهندسان این پیشفرض غلط است که صرفا با ایجاد زیرساختهای دوچرخهسواری، خودبهخود افراد بیشتری به جمع دوچرخهسواران میپیوندند. همانطور که ویوانکو میگوید: «بهراحتی میتوان به این تصور غلط رسید که تغییرات مادی و سیاسی بهتنهایی میتواند میل و تجربهی دوچرخهسواری در شهرها را شکل دهد.» مورد آخر اصل «دوچرخهسواری فعال» است که بهدنبال دوچرخهسواری در جادهها همراه با اتومبیلهاست که این اصل با موانع مهمی برای دوچرخهسواران و طرفداران این اصل همراه است. بهگفتهی ویوانکو «دوچرخهسواری فعال» دو نتیجهی مهم برای حمایت از دوچرخهسواری در پی دارد، اول اینکه راهکاری مناسب به مقامات دولتی برای جلوگیری از هدررفت سرمایهگذاری در زیرساختها و برنامهریزیهای مربوط به دوچرخه ارائه میدهد، و دوم اینکه اجرای درست دوچرخهسواری فعال باعث بازتعریف دوچرخهسواری شهری بهعنوان عملی منظم و نخبهگرا میشود. نویسنده در فصلی جداگانه سه فرهنگ متفاوت از دوچرخهسواری شهری را مورد بحث قرار میدهد و نشان میدهد که دوچرخهسواری تنها با توجه به شرایط مادی و سیاستگزاریهای ترافیکی شکل نمیگیرد، بلکه «نگرشهای فرهنگی، ساختارهای نمادین و روابط اجتماعی» در آن دخیل است. دو مثال اول بهنوعی قابل پیشبینی است؛ آمستردام، شهری پیشرو در زمینهی دوچرخهسواری که 38 درصد از رفتوآمدهای آن با دوچرخه انجام میشود و دوچرخه سواری بخشی از هویت و برند ملی کشورشان است. دیگری بوگوتا شهری در کشور کلمبیاست. شهری پررونق و پرهیاهو در دوچرخهسواری، که اخیرا مسیرهای دوچرخهسواری این شهر به 350 کیلومتر رسیده است و دوچرخه در این شهر به ابزاری برای مشارکت اجتماعی بدل گشته است. ویوانکو این فصل را با بررسی شهر خود، برلینگتون، شهری که بهتازگی مدال نقره را برای میزان «دوچرخهدوست بودن» جامعهی خود دریافت کرده است، پایان میبرد. ویوانکو بار دیگر در فصل پایانی کتاب نگاهی به جنبشهای حمایتی و اجتماعی ترویج استفاده روزانه از دوچرخه در برلینگتون میاندازد و برای توصیف و تجزیهوتحلیل جنبشهای دوچرخهسواری مربوط به هر منطقه، از مفهوم "سیاستهای فرهنگی متمایز" استفاده می کند تا نشان دهد که در این جنبشها، رقابتهای معانی حائز اهمیت است. یعنی در هر پهنهی فرهنگی که چنین جنبشهایی درحال انجام است، سیاستهای فرهنگی متمایز و مشخصی وجود دارد. او به دیدگاههای مشخصی که در مورد اهمیت نمایانساختن دوچرخه در این جنبشها وجود دارد و همچنین دیدگاههایی که در مورد چگونگی علاقهمندی مردم به دوچرخهسواری روزمره اهمیت دارد، توجه میکند و نتیجه میگیرد که «نیاز به دوچرخه» روندی رو به افزایش است و این نیاز درحالی که بهظاهر طبیعی است سویههای اجتماعی دارد و براساس ترجیحات مشترک و ضروریات فرهنگی شکل میگیرد. او همانند هر دوستدار و حامی دوچرخه خوشبین و امیدوار است. و خاطرنشان میسازد که نیاز به دوچرخه در دهههای اخیر حتی کاربران اتومبیلها را به سمت این نیاز کشانده است. نام کتاب :
Luis A. Vivanco (2013), Reconsidering the Bicycle. An Anthropological Perspective on a New (Old) Thing, New York and London: Routledge.
برگرفته از سایت:
https://cosminpopan.medium.com/book-review-reconsidering-the-bicycle-an-anthropological-perspective-on-a-new-old-thing-3d28f91b1a21












